سيد على اكبر برقعى قمى
32
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
اشجّ : با تشديد جيم بر وزن اشدّ ، شكستهسر را گويند و آن لقب منذر بن عائد عبدى است كه پيغمبر به او گفت : « در تو دو خوى است كه خدا آن را دوست دارد ؛ بردبارى و شرمگينى » . و نيز لقب عمر بن عبد العزيز بن مروان بن حكم بن عاص است كه به اشجّ بنى اميّه معروف است و در سال 101 درگذشت . أشجعى « 1 » : با فتح همزه منسوب است به اشجع بر وزن اشرف كه پدر تيرهاى است از قبيلهء غطفان و جمعى از محدّثان و دانشمندان بدان منسوبند ، از جمله : ابو عامر احمد بن عبد الملك بن احمد بن عبد الملك اشجعى قرطبى اندلسى ، اديب و شاعر و صاحب كتاب كشف الدك و ايضاح الشك و كتاب التوابع و الزوابع و كتاب حانوت عطّار ، و متوفّى 420 . و اشجع ، دلير و دليرتر را گويند . أشحم : با فتح همزه و حاى بىنقطه بر وزن احمر پيهدارتر را گويند و آن نام يا لقب پدر حماد ابن اشحم تميمى كوفى است كه شيخ در رجال ، او را در شمار اصحاب امام صادق عليه السّلام آورده است . و بعضى آن را با سين بىنقطه ضبط كردهاند و با اين ضبط به معنى سيهچرده است . أشعب « 2 » : با فتح همزه و عين بىنقطه بر وزن اشرف شكسته شاخ را گويند و يا حيوانى كه دو شاخش از هم دور باشد و آن نام اشعب آزمند و طمعكار معروف است كه در گرسنه چشمى او داستانها گويند . أشعث : در آخر ثاى ثخذ بر وزن احمد پريشان موى و آشفته و گردآلوده موى را گويند و آن لقب معدىكرب بن قيس كندى است كه بر دست پيغمبر مسلمانى گرفت و پس از وفات پيغمبر از بيعت كردن با ابو بكر سرباززد و عامل ابو بكر با او بجنگيد تا تن زير بار آن داد و در سال 40 هجرى درگذشت و فرزندش محمّد بن اشعث از سران سپاه عبيد اللّه بن زياد بود و عبد الرحمن بن محمّد بن اشعث با جمعى بسيار از علما و قرّاء بر حجّاج بن يوسف ثقفى خروج كرد و داستانش دراز و خود در سال 85 درگذشت ، و « اشعثى » لقب محمّد بن منصور است از اصحاب امام صادق عليه السّلام كه نسبش به اشعث مذكور رسد و اشاعثه بهطور كلّى به دو منسوبند . أشعرى : با فتح همزه و عين بىنقطه منسوب است به اشعر بن سباء بن يشحب بن يعرب بن قحطان پدر قبيلهاى بزرگ در يمن و « اشعر » كسى را گويند كه بدنش پرمو باشد و گويند : « اشعر بن سباء پرمو متولّد گرديد و ازاينروى او را اشعر گفتند » . و ابن خلّكان گفته : « نامش نبت بن ادد بن يشحب است
--> ( 1 ) - اشجعى نيز نام چند تن از صحابه است ، از جمله : مسعود بن رجيل اشجعى در سال يازدهم هجرت از طرف پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم عامل صدقات قوم اشجع بود . و نيز نعيم بن مسعود اشجعى از صحابه بوده . صاحب تاريخ گزيده آرد : « او بود كه در غزوهء خندق لشكر كفّار را به حيلت متفرق گردانيد » . ( لغتنامه / دهخدا : 6 / 2643 ) . ( 2 ) - اشعب بن جبير معروف به « اشعب طامع » - متوفّى 154 مردى ظريف از مردم مدينه و مولاى عبد اللّه بن زبير بود ، حديث روايت مىكرد و آواز خوشى داشت . در طمعكارى به وى مثل مىزنند . روزگار درازى بزيست و گويند زمان عثمان را درك كرد و در عصر او در مدينه اقامت داشت و در روزگار منصور عبّاسى به بغداد رفت و در مدينه درگذشت ( الأعلام / زركلى : 1 / 332 ) .